تبليغاتX

اسما خداوند متعال

زمينه سازان ظهور حضرت مهدي(ارواحنا فداه)

یا بزن سیلی به رویم یا بکش دست نوازش بر سرم
                  در دو حالت گر رسد دستت به من می بوسمش 

سر مي نهم به پاي تو  يا صاحب الزمان
جان  مي كنم  فداي تو  يا صاحب الزمان 
 

تقديم  ميكنم  سرو جان  را ز فرط شوق
گر بشنوم  صداي تو  يا صاحب الزمان 

 صد مرحبا برآن كه گرفته است توشه اي
از  روي  دلرباي  تو  يا  صاحب الزمان

آري  صفاي  مجمع  سوته  دلان  همه
ميباشد از صفاي تو يا صاحب الزمان

والله    بر    تمام   سلاطين    روزگار
دارد شرف گداي تو  يا صاحب الزمان

بيگانه   است   با  همه   بيگانگان  تو
شد هر كه آشناي تو  يا صاحب الزمان

مشمول لطف حق نشود آن كسي كه نيست
مشمول  او  دعاي تو   يا  صاحب الزمان

از   ارتكاب   هر  عملي   قصد  عاشقان
اول  بود  رضاي تو    يا صاحب الزمان

شكر    خدا    كه    با    همه    بي لياقتي
دل هاي ماست جاي تو  يا صاحب الزمان

ما  را  براي  روز  جزا  زاد و توشه اي
نبود  مگر  ولاي تو    يا صاحب الزمان

كي  مي شو د به ديد ه ما  جلوه گر شود
رخسار حق نماي تو   يا صاحب الزمان

كي   از  كنار  بيت خدا   مي شود  بلند
آن صوت جانفزاي تو يا صاحب الزمان

بر اين مريض جان به لب از درد افتراق
كي مي رسد دواي تو  يا صاحب الزمان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/28ساعت 13:50  توسط زمينه سازان ظهور  | 

" از حنجره خسته زینب سلام الله عليها "

 

یک اربعین ،  به  نیــزه  ســر یـار دیده ام

یک اربعین ، چو شمع به پایش  چکیده ام

                  یک اربعین ، به ضربه ی شلاق  ساربان

                  بر  روی   خــارهای  مغــیلان   دویده ام 

یک اربعین  ،   تمام   تنم   درد  می کند

با  ضـرب  تـازیانه   ز  جـایم   پریده ام

              یک اربعین  ،  رقیّه ی  تو   مُرد  از غمت

              اکنون    بدون او   به   کنارت   رسیـده ام 

یک اربعین ،  به شام  و  به کوفه حماسه ها

با    خطــبه های    حیــدری ام    آفـریده ام 

              یک اربعین ، ز چوبه ی محمل سرم شکست

              همچـون  پـدر  ببیـن  تـو   جبین   دریــده ام 

یک اربعین ، کنار عدو ، وای! وای! وای!

بس   جورِ    طعنه های   فراوان   کشید ه ام 

             يك  اربعین  ،   به  ضربه  سیلی  ببین  حسین

            رویم   کبو د  گشته    و   قامــت   خمیــده ام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/22ساعت 16:25  توسط زمينه سازان ظهور  | 

فرا رسيدن اربعين حسيني بر عموم مسلمانان جهان تسليت باد.

روز 20 صفر ـ  یعنی  اربعین ، چهلم شهادت امام حسين عليه السلام  ـ  يعني ۴۰ روز از عاشوراي حسيني گذشت - زمانی است که حرم امام حسین (عليه السلام)  یعنی کاروان اسرا، از شام به مدینه بازگشتند ، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند ، و روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا (صلوات الله عليه و آله) ، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت قبر امام حسین(عليه السلام) بشتابد و او نخستین کسی است که قبر آن حضرت را زیارت کرد.

             
 از اعمال تاكيد شده در اين روز ، همانا خواندن زیارت اربعین است. 


مهمترین نکته درباره زیارت اربعین ، روایت امام حسن عسکری (عليه السلام) است. حضرت در روایتی که در منابع مختلف از ایشان نقل شده ، زیارت اربعین را یکی از پنج نشانه مؤمن دانسته‌اند. 

كه امام حسن عسكري فرمودند : نشانه‏هاى مؤمن پنج چيز است: ۱- پنجاه و يك ركعت نماز،  ۲-انگشترعقيق در دست راست كردن،۳- با صداى بلند بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ گفتن ۴- پيشانى به خاك ماليدن و۵-زيارت اربعين.

آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.

اما چرا در بين ائمه عليهم السلام به زيارت امام حسين عليه السلام تأکيد شده و باز در بين زيارات در طول سال زيارت اربعين جايگاه ويژه اي پيدا کرده است؟ بايد گفت: به علت شدت مصيبت شهادت امام حسين عليه السلام که مصيبةً ما أعظمها و أعظم رزيتها في الإسلام مصيبتي بوده که نه سابقه اي داشته و نه لاحقه اي. بنابراين فرق اين مصيبت با مصائب ديگر روشن است همانگونه که امام مجتبي عليه السلام به برادرش فرمود: لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏.از طرفي قيام امام حسين عليه السلام بايد زنده مي ماند تا خون مبارکش هدر نرود و لذا تمام تلاش ائمه بر آن بود که به نحوي ياد حضرت سيدالشهداء بر سر زبانها باشد.

در اين راه حتي از گريه و عزاداري به نحو احسن استفاده بردند. گريه هاي امام سجاد عليه السلام شاهد بر اين مدعي است. و اين که يکي از راههاي زنده ماندن ياد و هدف قيام امام حسين(عليه السلام) زيارت حضرت است چه از دور و چه از نزديک.

و اما چرا اربعين ؟

زيرا اولين زيارت در روز اربعين صورت گرفت. البته قبل از آن هم بطور مخفيانه زيارت محقق شده بود اما بصورت آشکارا و رسمي ظاهرا اين اولين زيارت بوده است.

در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله: امام حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.

و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/22ساعت 13:30  توسط زمينه سازان ظهور  | 

دلمان به مستحبي خوش است كه جوابش واجب است

" السلام عليك يا صاحب الزمان ، يا ابا صالح المهدي "

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/22ساعت 13:19  توسط زمينه سازان ظهور  | 

شهادت حضرت رقيه ،

 دختر سه ساله امام حسين عليه السلام برعموم مسلمانان تسليت باد.

اسارت ، دشوار ،  و یتیمی ، دردی عمیق است. یک كودك سه ساله ، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. او رقیه حسین است . رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»

این جا خرابه های شام ، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه سلام الله عليها است و عمه، امشب رقیه سلام الله عليها است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه سلام الله عليها و زینب سلام الله عليها است. او در آغوش عمه ، بوی پدر را به یاد آورده و دستان پر مهر او را احساس می کرد.

رقیه ...رقیه نجیب ! ای مظلوم ترین فریاد خسته !  گلِ نازدانه پدر  و  انیس رنج های عمه !

رقیه... رقیه کوچک ! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا ! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.

 رقیه... رقیه صبور ! تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی ، پس بمان که کمر خمیده عمه ، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.

یا رب امشب چه شبی است. در و دیوار فرو ریخته این خرابه غزل کدامین خداحافظی را می سرایند؟ زینب، این بانوی نور و نافله های نیمه شب، دستی به آسمان دارد و دستی بر سر رقیه؛ بخواب عزیز برادرم !

باز هم رقیه علیهاالسلام و گریه های شبانه ، باز هم بهانه بابا و بی قراری هایش، و این بار شامیان چه خوب پاسخ بی قراریِ رقیه سلام الله عليها را می دهند و سر حسین علیه السلام را نزد او می آورند.

آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیهاالسلام را از سرِ بابا نداشت. تو با سرِ بابا چه گفتی؟ چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی.

متاب ای ماه، متاب!

امشب ، غمگین ترین ماه، آسمان دنیا را تماشا می کند. آسمان ! چه دل گیری امشب، گویی غم مصیبتی به گستردگی زمین، قلبت را می فشرد. امشب فرشته های سیاه پوش، بال در بال هم، فوج فوج به زمین می آیند و ترانه غم می سرایند. در و دیوار خرابه، از اندوه زینب سلام الله عليها، بر سر و سفیر می کوبند. امشب چشمه های آسمان، از گریه خونین زینب سلام الله عليها ، خون می بارد و چهره زمین از وسعت اندوه، تاریک است. متاب امشب ای ماه، متاب ! هیچ می دانی، امشب گیسوان پریشانِ رقیه، به خواب کدامین نوازش رفته است؟ متاب که دردهای آشکار بسیار است. متاب که زخم های بی شمار بسیار است. متاب که دل پر شرار زینب سلام الله عليها به شراره جدایی نازنینی دیگر، در سوز و گداز است. متاب که امشب خرابه شام، از داغ سه ساله گل حسین، تیره ترین خرابه دنیاست. متاب ای ماه، متاب!

آرام نازنین عمه ! آرام ،

این سر بریده بابا و این دختر کوچک حسین . هر چه می خواهد دل تنگت، بگو . بابا، امشب به مهمانی دلِ بی قرارت آمده، بگو از سیلی خوردن ها و تازیانه ها و آتش خیمه های عصر عاشورا. بگو از درد غربت و محنت غریبی، بگو از صورت های نیلی و اسیری و بیابان های بی رحمی. بگو از بی شرمی یزیدیان و کوفیان سست پیمان و استقبال شامیان، آرام، نازنین عمه! آرام. اکنون تو، به مهمانی بابا می روی. سفر به سلامت .

سوختم  ز آتش هجر  تو  پدر تب  کردم      روز خود را به چه روزی  بنگر  شب کردم 

تازیانه چو عد و بر سر و رویم  می زد      ناامید  از  همه  کس  روی  به زینب  کردم 

 

وقتی کاروان اسیران کربلا، به مدینه بر می گشت، غمی جان کاه وجود زینب سلام الله عليها را می آزرد؛ چگونه از خرابه و شام دل بکند ؟  نو گلی از بوستان حسین علیه السلام در این خرابه آرمیده ، شام بوی رقیه سلام الله عليها را می دهد، رقیه ای که یادگار برادر بود و نازدانه پدر و در دست زینب سلام الله عليها ، امانت . زینب سلام الله عليها ، بی رقیه چگونه به کربلا و مدینه وارد شود؟ غم سراسر شام را گرفته و گریه ها، باز هم سکوت شهر را در هم شکسته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/08ساعت 3:3  توسط زمينه سازان ظهور  |